پیدا





چرا باید چیزها را چارچشمی پایید.

درخواست حذف اطلاعات

یه هفته رفته بودم مشهد و نبودم که به گلدون شمعدونی -که فکر کنم شمعدونی نیست و بهم انداختن- آب بدم. وقتی برگشتم گل هاش خشک شده بودن و مجبور شدم که شاخه های خشک شده و زرد شده و بی آب و بی جون و بی رنگ و پژمرده رو بچینم تا جا برای شاخه های جدید و گل های جدید باز شه. الان دو هفته س که دارم بهش آب می دم و کود می دم و دیگه خبری از گل نیست. فقط یه جوونه کوچیک از برگ که نشون داده گیاه هنوز زنده س. خداروشکر.
یک هفته نبودم و اینا دیگه مثل قبل نشدن. دیگه گل ندادن. شاید دیگه گل ندن. کلن سه نوبت بهشون آب ندادم ولی دیگه مثل قبل نشدن. شاید باید صبر کنم تا بهار. خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو
از راه می رسد
و آنچه زیبا نیست زندگی نیست
روزگار است. بخشی از شعری از شمس لنگرودی. مثل آب از لای دست سر می خوره. اتفاقایی که تقصیر تو هست، ولی قصدی براشون نداشتی. یه کوتاهی کردی ولی بعدش طوری ضربه خورده می شه که نمی شه جبران کرد. شاید تا بهاری دیگر.