پیدا





چرا باید پنجره ها را خوب نگاه کرد.

درخواست حذف اطلاعات

پنجره های پنهان، پنجره هایی که کمتر می بینیم. پشت دانشکده بودم. داشتم رد می شدم که دیدم پشت یه پنجره ای کلی گیاه و برگ کشیده شدن از پنجره بالا رفتن و گلدون زیاده. تعجب که کجاست که اینطوری گلدون داره. رفتم به ساختمونی که اون پنجره ها رو داشت. بهش میومد که مال راه پله باشه. اما نبود. بهتر نگاه دیدم که زیر راه پله یک در هست که یکم بازه. پس مال اونجا بود. نزدیک شدم و در زدم و دیدم که مردی در رو باز کرد. سرایدار ساختمون طراحی صنعتی بود و توی اتاقک خیلی کوچیکی بود که پر بود از گل و گیاه. مثل یک گلخونه. گفتم که گل هاتون رو دیدم و باعث شد بیام اینجا که ببینم چه خبره. اونم که خیلی تند حرف می زد شروع کرد به گفتنِِ اینکه آره اینا حسن یوسفه و اینا فلان و فلان و الخ و اگه اینو بخوای برات یکم می برم می تونی بذاری پشت پنجره ولی نباید سرما بخوره و گرما ولی آفتابم زیاد نمی خواد اگه از اینا برداری باید انقد بهش آب بدی خونه ت کجاس اینا برا ا یژن خوبن و اونا هم...با سرعت همینطور حرف می زد و اجازه نمی داد که بگم کلاس دارم و باید برم. انقدر به گیاها علاقه داشت که کلی درباره شون حرف زد، فقط با گفتن یک جمله از من. و ازا هم قلمه ای از حسن یوسف بهم داد و قراره که بازم ازش چیزی بگیرم.
اتاق زیبایی داشت.