پیدا





چرا باید آشپزی کرد.

درخواست حذف اطلاعات

آشپزی مراقبه س. آشپزی مراقبه نیست؟ هست. آروم آروم چیزهای مختلف رو خورد می کنی. رنده می کنی. چندتا کرفس برمی داری و می مالی روی رنده و رشته هاش می پیچه دور سوراخای رنده. گوجه ها رو نصف می کنی و آب اش می چکه توی قابلمه. پیاز رو رنده می کنی و باید حواست باشه که فقط با دهن نفس بکشی. اگه نه غم ایام می پیچه توی دماغ ات و اشک ات می شه رودخونه. بعد نوبت ادویه هاست که انتخاب کنی چی بریزی. چقدر بریزی. یکم روغن می زنی و حجم روغن ریخته شده برابر می شه با مساحت قابلمه ضربدر ضخامت میکرومتریِ روغن. بو کم کم بلند می شه. همه ی این کارهارو آروم انجام می دی. یک ساعت طول می کشه تا رنده کاری ها تموم شه. تموم مدت بدنت کار می کنه و فکرت می چرخه. اما فکر خاصی نمی کنی. بخشی از عضله مغز ات رو درگیر می کنه و یادت نمی مونه به چی فکر می کردی. فکرهای سطحی، حباب هایی که به سطح آب میان و می ترکن. از لایه های زیرین ذهن. در آ هم سیر می شی.
آشپزی خودش یه مراقبه س که باید خیلی جدی گرفته بشه.